سلام به تمامی شما عزیزان گلزاری.
امروز بعد از مدتی آپ کردم تا جدید ترین مصاحبه ی رضا جان رو براتون بذارم.پس معطلتون نمیکنم این شما این هم مصاحبه:
هرچیزی که دوست دارید در ابتدا از خودتان بگویید.
متولد اول فروردین هستم لیسانس مکانیک دارم و فرزند سوم خانواده میباشم.از کودکی به فکر درس و مشق بودم و در کنار آن موسیقی و البته ورزش به ویژه شنا و اسکی.
ستاره دوران کودکی تان چه کسی بود؟
من از همان موقع محمدرضا گلزار را دوست داشتم(میخندد)نه البته آن موقع گلزار نبوده.من آقای شکیبایی را خیلی دوست داشتم.
برگردیم به دوران گذشته و کودکی.در کودکی و نوجوانی سینما میرفتید و فیلم میدیدید؟
خیلی علاقمند به ورود به سینما نبودم.ولی به هرحال فیلم ها را دنبال میکردم.فیلم های آن دوره به من نمیخورد بعدش چرا...کم و بیش سینما میرفتم.
هیچ وقت دوست نداشتید جای ستاره های سینما باشید؟
مشغولیت ذهنی من چیز دیگری بود.فقط درس میخواندم و ورزش میکردم.وضعیت خانوادگی من این طور اقتضا میکرد.پدرم خیلی علاقمند بود که رشته ایشان را ادامه بدهم و من خودم هم دوست داشتم دندانپزشک شوم.سه سال ریاضی خواندم و بعد سال چهارم به رشته تجربی رفتم البته سال سوم دبیرستان در همان رشته پدرم یعنی مکانیک قبول شدم و در این رشته ادامه تحصیل دادم.
راستی پدر شما بسکتبال بازی می کنند؟
پدر من رشته اصلی اش دو میدانی بوده است.
شما چند تا برادر و خواهر دارید؟
ما ۴ تا هستیم.۳ تا برادر هستیم و یک خواهر.یک خواهر و برادر بزرگتر دارم که ازدواج کرده اند و یک برادر کوچکتر.

از پدر و مادرتان برایمان بگویید؟
دستشان را میبوسم.آنها صمیمی ترین دوستان من هستند و همیشه با آنها در امور زندگی ام مشورت میکنم.هرچقدر به آنها محبت کنم باز هم کم است یادمان باشد که محبت به پدر و مادر موجب محبت خداست.
هیچ کدام از آنها در کار هنری نیستند؟
خیر
ازدواج؟
ازدواج خواستنی نیست.باید پیش بیاید.من مخالف ازدواج نیستم ولی معتقدم ازدواج نباید شرایطی را ایجاد کند که مانع کار شود.فکرش را بکنید که مثلا در سن ۳۲ سالگی به من کار خوبی پیشنهاد شود که باید برای انجام آن به نقطه ای دیگر بروم.اگر همسرم مخالفت کند چه کنم؟البته ممکن هم هست که آدم همسری برای خود انتخاب کند که باعث پیشرفتش شود.به هرحال ازدواج چنین شرایطی را ایجاد میکند.
چه شد که به سمت موسیقی رفتید؟فکر کنم بدون استاد هم ساز زدن را یاد گرفتید.
بله یک مدت پیانو میزدم و بعد گیتار را سروع کردم.
خودتان موسیقی را دوست داشتید یا بیشتر تمایل خانواده بود.چون بعضی پدرمادر ها بچه را مجبور میکنند حتما یک هنر مثل موسیقی را یاد بگیرد.
نه اتفاقا آنها خیلی به این مسئله علاقمند نبودند.من گیتار را بدون استاد شروع کردم و بعد هم بین سال های ۷۶ تا ۷۷ گروه آریان را با چند نفر از دوستان تاسیس کردیم.سال ۷۹ هم اولین کنسرتمان را در تهران برگزار کردیم.البته قبل از آن دوبار در قشم و کیش هم کنسرت داده بودیم.الان هم نزدیک به ۳ سال است که پرکاشن را به صورت حرفه است میزنم.
آن موقع تصمیم نداشتید که موسیقی را به صورت حرفه ای دنبال کنید ومثلا سرانجام آهنگساز شوید؟
چرا.دوست داشتم نوازنده بشوم و از اینکار خوشم می آمد ولی شرایط جور دیگری رقم خورد.
و سرانجام هم موسیقی عامل ورودتان به سینما شد؟
بله.سال ۷۹ آقای ایرج قادری را در شمال دیدم و ایشان را برای کنسرتی که ۱۵ فروردین در تهران داشتیم دعوت کردم.ایشان هم بعد از کنسرت از من برای بازی در فیلم سام و نرگس دعوت کردند.
بازی کردن برایتان سخت نبود؟
خیلی سخت بود چرا که من اصلا تا آن زمان دوربین ندیده بودم.بالاخره یکسری از عزیزانی که الان بازیگر هستند در کلاس های بازیگری شرکت کرده اند یا در پشت صحنه فیلمها رفت و آمد داشته اندو با آن جو آشنا هستند اما برای من که هیچگونه آشنایی یا پیش زمینه ذهنی نداشتم جلوی دوربین رفتن خیلی سخت بود.
بعد از اولین فیلمتان از ادامه کار در سینما پشیمان نشدید؟با خودتان نگفتید همین اولین تجربه کافی است؟
دیگر دست خودم نبود.هنوز اولین فیلمم سام و نرگس اکران نشده بود که پیشنهاد های زیادی به من شد.
این پیشنهادها چطور می آمد؟
می آمدند سر صحنه و من را میدیدند.ورود یک بازیگر جدید برای کارگردان ها جذاب بود.الان هم اگر یک بازیگر جدید وارد شود بعضی کارگردان ها کنجکاو میشوند و می آیند او را بررسی میکنند.هنوز سام و نرگس اکران نشده بود که من برای دو فیلم زمانه و شام آخر قرارداد بستم.

از نتیجه فیلم هایتان راضی هستید؟
به جرات میتوانم بگویم که من با تمام انرژی ام در این فیلمها بازی کرده ام و از نتیجه کار خودم کاملا راضی هستم.توان من در آن لحظه همان بوده که دیده اید.و من هیچ کوتاهی برای نقش هایم نکرده ام.شاید در نتیجه کلی کار شرایط و عوامل دست به دست هم نداده اند.شاید خودم در انتخاب فیلمنامه اشتباه کرده ام و مسائلی از این دست.اما به هرحال این فیلم به فیلم بهتر شدن را در بازی ام حس میکنم.
در این سالها چند تجربه بود که به ثمر نرسید و اگر انجام میشد قطعا در کارنامه بازیگری شما تحولی به وجود می آمد.یکی سربازهای جمعه مسعود کیمیایی دیگری مهمان مامان داریوش مهرجویی و این اواخر هم لبه پرتگاه بهرام بیضایی.ماجرا چه بود؟
به هرحال برای هر بازیگری همکاری با آقای کیمیایی خیلی جذاب است اما فکر میکنم از اینکه در سرباز های جمعه بازی نکردم چندان هم ناراضی نیستم.اما در مورد مهمان مامان واقعا خودم هم نفهمیدم که چه اتفاقی افتاد.قرار بود در این فیلم بازی کنم و بسیار هم انرژی گذاشته بودم.من به اتفاق آقای پور شیرازی،خانم آدینه و امین حیایی هر روز در دور خوانی های فیلمنامه حضور داشتیم.من آن موقع هم زمان مشغول بازی در فیلم کما هم بودم و با تمام مشغله ام در جلسات مهمان مامان هم حضور پیدا میکردم.قرار بود نقش معتاد را من بازی کنم و حتی ابزار گردو شکستن را هم تهیه کرده بودم و با آن تمرین میکردم.آقای مهرجویی هم در جریان بودند و اتفاقا از این داستان خیلی هم استقبال شده بود.یک تیپ بامزه ای هم قرار بود داشته باشم.فکر میکنم طنز موقعیت را هم خوب میشناسم و نقش خوبی از آب در می آمد.اما یک روز آقای حیایی که با هم در کما بازی میکردیم به من گفت که برویم سر صحنه مهمان مامان.من به امین گفتم که کسی با من تماس نگرفته و تو برو ببین داستان چیست.امین رفت و دید فرد دیگری آنجا حضور دارد و قرار است شخص دیگری نقش را بازی کند.من هم پیش خودم گفتم که حتما مرا نخواسته اند.اما اواسط فیلمبرداری مهمان مامان آقای مهرجویی به امین گفته بود گلزار خیلی کار بدی کرد که سرکار ما نیامد.به ایشان طوری منتقل کرده بودند که من از این کار انصراف داده ام.در حالیکه من کاملا برای حضور در پروژه آماده بودم.
یعنی با هم اصلا تماس و ارتباط نداشتید؟
آقای مهرجویی معمولا برای فیلم هایشان شخصی را برای کستینگ کار میگذارند.این شخص هم منتقل کرده بود که گلزار برای این فیلم نمی آید و من کسی را آماده به جای او دارم که حتی تمریناتش را هم انجام داده است.
مشکلی با این شخص داشتید؟
من ریشم را برای فیلم کما زده بودم و برای مهمان مامان باید ته ریش میگذاشتم.جالب اینکه گذاشتن این ته ریش برای من حداکثر ۲ تا ۳ روز وقت میبرد و بین کار کما تا مهمان مامان حداقل ۱۰ روز فاصله بود.شاید عوامل ناراحت شده بودند که چرا من برای اینکار از آنها اجازه نگرفته ام.خب من هم برای زدن ریشم وقتی تحت قرارداد پروژه ای نیستم اجازه نمیگیرم.

لبه پرتگاه چه شد؟حرف های ضد و نقیضی در مورد به سرانجام نرسیدن این پروژه شنیده شد.حتی پای شما هم به عنوان یکی از دلایل ساخته نشدن فیلم در این شایعات به میان آمد.ماجرا چه بود؟
با همه بازیگران تماس گرفته میشد و ازآنها تست میگرفتند مثلا برای دوست عزیزم آقای حیایی که در مشهد مشغول کار بودند بلیط گرفته شد تا برای تست به تهران بیایند.از بازیگران زیادی برای این نقش تست گرفته شد.
فکر میکنید به چه دلیل آقای بیضایی شما را انتخاب کرد؟چه چیز جذابی برای او داشتید؟
با خود آقای بیضایی در این مورد حرف نزده ام.ولی دستیارانشان میگفتند بعد از تستی که از من گرفته اند گفته اند که تصورشان اصلا این نبوده است.این را هم بگویم که لبه پرتگاه فیلم در فیلم در فیلم بود و من در این فیلم قرار بود ۳ نقش مختلف داشته باشم.
قصد ندارید به سمت تلویزیون بروید؟
چرا.اگر پیشنهاد خوبی باشد بدم نمی آید.
یعنی مقاومتی ندارید؟
نه.از آقای سامان مقدم برای سریالشان پیشنهاد داشتم.منتهی همه چیز سریع بود و من فرصت بررسی نداشتم و درگیر بررسی چند کار دیگر بودم.
سال ۸۶ هم دو فیلم پرفروش روی پرده داشتید.فیلم هایی که تماشاگر برای دیدن گلزار به تماشایشان نشست.فکر میکنید موقع خروج از سالن از خود فیلم هم راضی بودند؟
امیدوارم اینطور باشد.شما مطمئن باشید فیلمی که بالای یک میلیارد در تهران فروخته حتما تماشاگر دوستش داشته و حتما خیلی ها برای چندمین بار به تماشایشان نشسته اند.
در بعضی از کارهای قبلی ات پارتنر هایی داشتی که به هرحال آنها هم به لحاظ گیشه مهره های قابل اتکایی بودند.اما در توفیق اجباری(با احترام به بازیگران کنار دستتان)باید بگویم که هیچ کدام چهره های پولسازی نبوده اند.
در موفقیت یک فیلم همه ی عوامل شریک هستند.همکارانم در توفیق اجباری قطعا در موفقیتش سهم داشته اند.
درست.ولی کاملا مشخص است که اتکای فیلم روی محمدرضا گلزار است که اینبار با اسم و جایگاه خودش به عنوان سوپراستار جلوی دوربین رفته است.واضح است که گیشه خوب این فیلم را باید دربست به نام شما نوشت.

مردم همیشه به من لطف داشته اند و من قدردان محبت های آنها هستم.امیدوارم در فیلم هایی بازی کنم که اگر کسی برای دیدن من به سینما آمد بتوانم جواب اعتمادش را بدهم.
در این سالها انتخاب هایی هم داشته ای که در حد انتظار نبوده
همه آنها قرار بوده فیلم های خوبی شوند.بعضی هایشان کارگردان های حرفه ای و با سابقه هم داشته.عوامل هم زحمت خودشان را کشیده اند ولی در نهایت چیزی نشده که انتظار میرفت.
بعضی وقت ها هم وقتی یک سوپراستار جلوی دوربین می ایستد چون گیشه تضمین شده ای دارد تهیه کننده ممکن است خیلی در بند رعایت استاندارد ها نباشد.
متاسفانه این یکی از مشکلات سینمای ایران است.تا وقتی که حرفه ای فکر و عمل نکنیم این مشکل برطرف نخواهد شد.
ممکن است تهیه کننده به شما دستمزد وسوسه کننده ای را پیشنهاد دهد.ولی برای جبران مافات بخواهد مثلا عوامل پشت دوربین را از بین آدم های درجه دو و سه انتخاب کند.با این توجیه که وقتی گلزار جلوی دوربین است دیگر کیفیت فیلمبرداری و تدوین و ... مهم نیست.یا بخواهد کنارت به جای بازیگر شاخص سراغ چهره هایی برود که دستمزدشان پایین باشد.
همه ای چیزها را در سینمای ایران دیده ام.من قرارداد فیلمی را امضا کردم که قرار بود کنارم جمشید هاشم پور و نیکی کریمی بازی کنند ولی وقتی فیلمبرداری شروع شد اتفاق های دیگری افتاد.الان سعی میکنم این اتفاق ها کمتر برایم پیش بیاید.علاوه بر بازیگران برای من مثلا فیلمبردار هم خیلی اهمیت دارد.چون متوجه شده ام که یک فیلمبردار خوب چه سهمی در دیده شدن کار همه ی عوامل دارد.مثل فرج حیدری،محمود کلاری و علیرضا زرین دست.
بعد از مسعود کیمیایی،داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی که قرار بود در فیلم هایشان بازی کنید که یا فیلم ها ساخته نشد یا شما نتوانستید در آنها بازی کنید همکاری با حاتمی کیا هم در دقیقه نود امکان پذیر نشد.چرا؟
من قرارداد سفید امضا کردم و واقعا دوست داشتم با آقای حاتمی کیا کار کنم ولی به دلایلی این اتفاق رخ نداد.
نمیخواهید به این دلایل اشاره کنید؟
نه واقعا لزومی ندارد.به هرحال سینما به هزار اما و اگر وابسته است.
وقتی فیلمنامه را رد میکنید تهیه کننده دستمزد را بالا میبرد؟
بعضی وقت ها این اتفاق می افتد.سعی میکنم مقاومت کنم
به هرحال سوپراستار بودن این مسائل را هم به دنبال دارد.
چه کسی میتواند بگوید پول برایش اهمیت ندارد؟من البته هروقت احساس کنم با بازی در یک فیلم اتفاق خوبی برایم رخ میدهد حاضرم در آن بازی کنم.علاقه دارم با کارگردان های جوان با استعداد کار کنم و چندی پیش هم در یک فیلم کوتاه بازی کردم.چون فیلمنامه خوبی داشت و کارگردانش هم جوان خوش ذوقی بود.
از حاشیه سازی هایی که همواره پیرامون شما هست بگویید.
به هرحال حاشیه سازی گریبانگیر همه بازیگران است.من احساس میکنم که اگر وارد حریم خصوصی افراد نشوند و در چارچوب قانون باشد اشکالی ندارد.گاهی اوقات است که با زندگی افراد بازی میکنند آدم نباید به هر ترتیبی برود و پول درآورد.
تعریف گلزار از بازیگری؟
جمله ای از جمیز دین همیشه در ذهن من است.ایشان گفته اند اگر بازیگری صحنه ای را آنطور که کارگردان میخواهد اجرا بکند این کار خاصی نیست.یعنی هر آدمی با یکسری خصوصیت فیزیکی میتواند آن کار را انجام بدهد.بهتر اینکه بازیگر مسیر را از کارگردان بگیرد و طبق آن مسیر شرایطی را که خودش میخواهد را ایجاد بکند.تابع دستورات بودن کار خاصی نیست.
و برای سوال آخر از فیلم دوخواهر بگویید؟
از روند فیلم دوخواهر بسیار راضی هستم و از متن و فیلم و همه شرایط رضایت کامل دارم.امیدوارم که این فیلم بتواند باعث شادی همه مردم شود.
خب گلای من این هم از مصاحبه....آپ قبل از مهر ماه بود.
پیشاپیش بازگشایی مدارس رو به جامعه دانش آموزان عزیز تبریک(!!!!)میگم.غم آخرتون باشه.
خدانگهدار