| لبریز تر از هزار پیمانه شدیم
دیوانه تز از هزار دیوانه شدیم
دیدیم گلی به روی ما میخندد
از پیله در آمدیم و پروانه شدیم
                            
سلامی به گرمی و داغی این آفتاب و دل های همیشه آفتابی شما دوستان خوب و نازنینم.این آپ با آپ های قبلی ما یه کمی فرق داره چون دوباره من و سحر داریم با هم اپ میکنیم و مجددا" همکاری مادوتا شروع شد.
توی این آپ براتون چند تا از سکانس های فیلم ۲ خواهر رو در نظر گرفتیم که زیباترینش رو من و سحر با هم شاهدش بودیم و یه سری رو هم سحر دیده.
حالا بهتره بریم سر سکانس ها(ازاینجا به بعدش از زبان سحر):
۱-خب عزیزان من درست نمیدونم چه روزی بود(تاریخش منظورمه)ولی جمعه بود ساعت ۳ توی ناژنون توی اصفهان توی اون گرما همه عرق از سروصورتشون جاری بود و حامد کمیلی به یکی از دوستان ما زنگ زدند که میتونیم بریم فیلمبرداری رو ببینیم ولی چون عجله دارند نمیتونیم بریم جلو و با کسی از عوامل حرف بزنیم.

امضای الناز شاکردوست به سحر
اونجا خیلی شلوغ شده بود ولی ما چون زود رفته بودیم میتونستیم ببینیم.محمدرضا گلزار با BMW خودش اومد و چون لند کروز کارگردان(آقای کمیلی توی اصفهان سوار اون میشدند ولی در اصل ماشین خود آقای کمیلی یه پرشیا هستش و لند کروز مال آقای بانکی هست)توی سایه درخت پارک بود و خیلی هم بد پارک شده بود آقای گلزار مجبور شد ماشینشو توی آفتاب پارک کنه که از این بابت هم خیلی ناراحت به نظر میرسید خلاصه فیلمبرداری شروع شد البته اول تمرین میکردند و فیلمبرداری نمیشد.دو نفر آدم تقریبا سیاه(اگه استباه نکنم)میان دم ماشین آقای گلزار و ایشونو از ماشین میکشن بیرون و آقای گلزار هم که نمیتونست با اونا در بیفته چون فوق العاده هیکلاشون بزرگ بود با داد میگن:چیه؟منو چرا گرفتید؟شما کی هستید؟دستمو ول کن
اون آدما از طرف حامد کمیلی بودند که داشتند رضا رو میبردند پیش اون و تا اونجا که من فهمیدم حامد کمیلی و رضا هردوشون خلافکار هستند ولی رقیب هم یه چیزی تو این مایه ها
خلاصه رضا رو میبرند جلوی حامد کمیلی ولی کات!کارگردان گفت رضا چشمت برگشت!آقای گلزار یه لحظه به یه جایی نگاه کردند غیر از اونجا که نگاهشون بود

سحر و محمدرضا گلزار در حال امضا دادن
دوباره این صحنه رو گرفتند و درحالی که رضا میومد جلو دوباره نگاهش برگشت!تا حدود 4 بار اگه اشتباه نکنم آقای گلزار به اونجا که میرسیدند نگاهشون میرفت به یه جایی من خیلی مشکوک شدم ببینم چیه که رضا هی مرتب نگاهش میکنه و میخواستم برم اون طرف که خب نمیشد!ولی خیلی سعی کردم بفهمم(هم من و هم سایه)ولی خب نفهمیدیم بعد حامد کمیلی که جلوی رضا ایستاده بود و رضا رو آوردن اونجا رضا گفت:ا....پس کار توئه خیلی خب دستمو ول کنین ببینم چی میگه...دستمو ول کن!و حامد کمیلی هم با اشاره...جالب اینجا بود که اصلا فیلمبرداری نمیشد....و من نمیدونم چرا هربار از اول تکرار میکردند.خلاصه دست رضا رو ول میکنن و رضا تا دستش رو ول میکنن یه باره شروع کرد به دویدن و فرار کردن و کارگردان گفت کات.رضا رفت سمت ماشینش و ماشینش توی آفتاب بود برای همین به یکی گفت لند کروزه رو ببره یه جای دیگه پارک کنه و بعد رضا صندلی عقب ماشینش نشسته بود و یه نفر به اسم.....(اسمش یادم نیست)اومد و ماشین رضا رو در حالی که رضا عقبش نشسته بود برد توی سایه پارک کرد به جای اون لند کروز!من به سایه گفتم:چرا رضا خودش نمیبره ماشینشو پارک کنه که سایه گفت:لابد خیلی خسته است!!
بعد دوباره همین آقا که اسمش یادم نیست یه HYPE برای آقای گلزار آورد و خیلی هوای ایشونو داشتند چون من تازه فهمیدم اون طرف مسئول شربت و آب خنک رضاست و فقط در خدمت ایشونه!!!!!من اون آقا رو توی باغ گل ها هم دیده بودم....ولی خب الان فهمیدم چیکاره است.خلاصه دوباره بلند شدند و زمان فیلمبرداری رسید و همون پلان رو گرفتند فقط اینبار همه ساکت شدند و اینکه ما فهمیدیم حامد کمیلی اصلا تو کادر دوربین نیست وفقط ایستاده برای اینکه رضا بتونه خوب حس بگیره چون هیچی نمیگفت و فقط ایستاده بود.

محمدرضا گلزار در باغ گل ها به همراه طرفدارشون
اون صحنه رو یه بار بیشتر فیلمبرداری نکردند چون وقتی رضا فرار کرد کارگردان گفت کات.بعد رضا ماشینشو همون جا گذاشت و با یه ماشین دیگه فوری رفتند یه جای دیگه که توی نظر بود و خونه ی بقلی همکلاسی من و خب این یه پلان فیلم بود بعد نوبت بود به تیکه حامد کمیلی که با اینکه رضا نبود قشنگ ایستاد به یه نقطه نگاه کرد و بعدش هم که مثلا رضا فرار کرد گفت:ا....ا....رفت!
و اینم از این پلان فیلم.............این تنها پلانی بود که من صداشونو میشنیدم!
۲ـاین پلان از فیلم بار سومی بود که من آقای گلزار رو میدیدم(بار دوم از نزدیک)ایشون روی یه مبل با خانم شاکردوست نشسته بودند و(روی یه کاناپه بهتره بگم)و آقای گلزار دستشون پشت کاناپه بود و یه پلان کلا گمون کنم ۱۰ ثانیه ای بود که گرفتن.
من چون دور ایستاده بودم نمیشنیدم که چی میگفتن ولی رضا داشت با لبخند با الناز شاکردوست حرف میزد(موهاشم بسته بود) و اون خونه دوبلکس بود و آقای گلزار و خانم شاکردوست بالا بودند.
۳-این پلان اولین پلانی بود که من دیدم و باور کنید هیچیشو زیاد نفهمیدم چون بار اولی بود که رضا گلزار رو در چند متری خودم احساس میکردم.
این صحنه توی باغ گل ها فیلمبرداری شده بود و بک گراند محمدرضا گلزار یه برکه کوچک بود که روی اون صدها نیلوفر آبی شناور بودند.

محمدرضا گلزار در باغ گل ها در کنار طرفدارشون
آقای گلزار روی یه نیمکت نشسته بودند و چون آفتاب روی صورتشون میتابید یکی از عوامل فیلم یه فویل رو باز کرده بود و گرفته بود بالای سر آقای گلزار.توی این صحنه آقای گلزار اصلا دایلاگ نداشت و آقای گلزار فقط با سرشون یه چیزی رو تایید میکردند.از وقتی ما رسیدیم این صحنه داشت تمرین میشد و 5-6 بار دیگه هم تمرین شد و بعد این صحنه رو فیلمبرداری کردند.درباره ی noise موبایل هم که وجود داشت قبلا بهتون گفتم.
این هم از اپ این بار ما.امیدوارم لذت برده باشید در هر صورت سکانس هایی بود از فیلم زیبای دو خواهر.از تمام عزیزانی که به این وبلاگ سر میزنند و نسبت به من و سحر لطف دارند تشکر میکنم.
خدانگهدار
|