| به تو گفتم که چرا محو تماشای منی
آنقدر مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی است
                             
سلام دوستای خوب گلزاری من.سلام و صد سلام به تمام دلباختگان محمدرضا گلزار که در اینجا هر هفته گرد هم میاند تا از محمدرضا گلزار حمایت کنند و حامی او باشند....کسانی که مثل خودم دوست دارند همه جا صلح باشه و هیچ دعوایی بین هیچکسی نباشه...مثل مقدسه نازنینم که تازگی ها بلاگ هم زده...دوستای ناز من همون طور که گفتم یه خبر بد براتون دارم...یه خبر بد برای دوستام...من به زودی تا یک ماه دیگه این بلاگ را تا عید ترک میکنم...میام بهش سر بزنم ولی گمون نکنم که بتونم دیگه تا عید سال ۸۷ آپ بکنم... 
همه دوستام رو دوست دارم برای همین که بلاگ برای چندین ماه راکد نمونه خواستم یه کاری کرده باشم به همین دلیل از یکی از دوستای خوبم که اون رو هم اندازه سپیده دوست دارم خواهش کردم تا به من کمک کنه.....برای این میگم سپیده چون اون عزیزترین دوست اینترنتی منه که خاطرش برام خیلی عزیزه...
این خانم خووووووووشگله خوب که از این به بعد همکار من هم هست اسمش
سایه کیانفرهستش....از یک ماه دیگه به بعد آپ های سایه برای این بلاگ شروع میشه...الان هم میاد کامنتا رو بخونه منتها آپ نمیکنه دوستای گل مناین هم خبر خوبی بود هم یه کم بد....جا داره قبل از خبرها از یکی از دوستای خوبم تشکر کنم که داره به من کمک میکنه...مستانه مهربون...و لیلای بی مجنون نازنین...   آقای ساسان هم از این به بعد مدیر امنیتی بلاگ ما هستند تا بلاگ رو در مقابل خطرهایی که تهدیدش میکنه در امان نگه دارند.
من ورود هر دو این عزیزان رو به این بلاگ خوش آمد میگم و امیدوارم که لحظات خوبی را در کنار هم داشته باشیم.
فکر کنم حاشیه دیگه بسه....بهتره بریم سراغ خبرهایی از داداش رضای گلتر از گلمون :
۱)قضیه شیش و بش چی هست؟کی شیش و بش را نوشته؟
شیش و بش نوشته آقای قادری است ولی بر اساس
طرح اولیه ای از محمدرضا گلزار است...بگذارید روشنترش
بکنم.داستان شیش و بش را محمدرضا گلزار نوشته ولی
آقای قادری فیلمنامه شیش و بش را نوشته اند.محمدرضا گلزار
برای این طرح هم بازیگر است هم کارگردان هم تا حدودی نویسنده
و هم سرمایه گذار.اونطوری که ما فهمیدیم محمدرضا گلزار روی
این فیلم که طنز موقعیت هم هست سرمایه گذاری کلانی کرده اند..
۲)کارتینگ هنرمندان به کجا رسید؟
حتما دوستان خوب تهرانی با شاخه گلهای محمدی شان به پیشواز
محمدرضا گلزار در ضلع شرقی استادیوم آزادی رفته اند تا این
رالی را مشاهده کنند...ولی دوستان شهرستانی از ماجرا با خبر
نیستند...دیروز جمعه کارتینگ هنرمندان در ساعت ۹ AM برگزار شد
نتايج اين مسابقه زیاد اهمیتی نداره برای اینکه محمدرضا گلزار
که پیش از این قرار بود در این مسابقه شرکت کند...بعدا قرار شد برای اختتامیه
و اهدای جوایز حضور یابد و بعد کار به جایی رسید که اصلا نیامد...
آقای سامان پارسا برای چندین دقیقه آمدند و بعد کاری برایشان پیش آمد
و ایشون هم آنجا را ترک کردند... 
3)واليبال هنرمندان به كجا رسيد؟بازي بعدي كجا برگزار ميشه؟
همون طور كه گفتم بازي بعدي صددرصد در زنجان خواهد بود.
تاريخ دقيقي براي اين مسابقه روشن نيست ولي براي دوستان خوب
گلزاري هم فرقي نميكنه چون محمدرضا گلزار تصميم گرفتند فعلا در
اين تيم بازي نكنند...براي مدتي كه آن نيز روشن و مشخص است
محمدرضا گلزار تا زماني كه شركت شيرآوران اسپانسر اين تيم است
در اين تيم حضور پيدا نخواهند كرد و شركت شيرآوران نيز به دليل
بازي اخيري كه با پيراهن هاي شركت چي توز برگزار شد از اين
تيم شكايت كرده و براي راضي كردن آن هم آقاي سلطاني مدت
زمان قرارداد با اين شركت را افزايش داده...تا ببينيم كي اين قرارداد
تموم ميشه

4)سايت جديد محمدرضا گلزار كي آپديت ميشه؟
سايت جديد محمدرضا گلزار حالا حالاها آپديت نخواهد شد
چون سر داداش رضاي ما هنوز خلوت نشده...ايشون ديگه
فرصت نميكنند به اين سايت برسند.شايد هم خدا را چه ديديد
آپديت شد... 
اين دفعه خبرها زياد نبود چون واقعا خبري از داداش نبود.نه مصاحبه اي كه براتون بگذارم و نه خبر قابل توجه جديدي...بچه ها من هنوز گير اين ترجمه ام هستم...ديگه زياد به فكر چاپش نيستم چون از قرار معلوم راهي جلوي پام نيست فقط ميخوام داداش را ببينم تا خود اين ترجمه يعني نسخه اصلي را بهشون بدم...ديگه خودشون ميدونند هركاري كه دلشون بخواد ميتونند باهاش بكنند ميتونند بخوننش...ميتونند بگذارنش توي يه كمد تا خاك بخوره....ميتونند كاري كنند كه چاپ بشه...ميتونند يكراست روونه سطل آشغالش بكنند...همه كاري ميتونند بكنند بجز يه چيزي...نميتونند ازش ايراد بگيرند چون1-به قول معروف دندون اسب پيشكشي را نميشمارند
2-اين ترجمه چه از لحاظ گرمر يا استراكچر جمله ها يا انتخاب كلمات و كليه اسپل ها و ديكتيشن هيچ ايرادي نداره....من خودم چند بار خوندمش...جاهايي را هم كه شك داشتم به استادهام نشون دادم... يا بهم گفتند درسته يا مشكلش را رفع كردند...
دوستاي نازم خيلي دوستتون دارم.من در اين دو روز گذشته دو تا شعر جديد براي داداش رضا گفتم كه يكي را در آپ بعدي خودم ميگذارم و يكي را هم ميدم سايه گلم براي آپ آبان بگذاره كه من در خدمتتون نيستم.يه خواهشي ازتون دارم...كامنت ها را ببريد بالا حتي وقتي سايه آپ ميكنه و دعوا ها را بگذاريد كنار تا همه با هم توي يه بلاگ محكم كه هيچ چيزي نميتونه دوستاش رو از هم بپاشه دور هم جمع بشيم و منسجم بشيم...چرا تفرقه و دو دستگي...چرا دعوا....
جرا دوستي نه....چرا پيوستگي و يگانگي نه....چرا دست توي دستهاي هم نگذاريم...
ممنون از لطف همه شما گلاي من كه اين هفته هم با من بوديد...خواهشا اين آپ هاي آخر را كه من ميكنم كامنتاتون رو خيلي زياد كنيد...نميگم زحمت بكشيد و توي دردسر خودتون را بندازيد فقط هر كسي هر بار كه به بلاگ سر ميزنه يه كامنت بگذاره  
تا شنبه آينده خداحافظ  
|