تبليغاتX
محمدرضا گلزار عزیز


محمدرضا گلزار عزیز

تقدیم به هواداران هنرمند محبوب و پرآوازه سینما-محمدرضا گلزار

سلام گلزاری ها

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم                از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم             شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

سلام دوستان خوب گلزاری.خوشحالیم که تیم عاشقان گلزار تکمیل شد و حدیث و نجمه گلم که جفتشون رو خیلی دوست دارم هم به ما پیوستند.ما و خواهران گلزار زیر سایه داداش رضا می کوشیم تا از ایشون حمایت کنیم و تا ابد دوستشون بداریم و به احدی اجازه ندهیم مایه دردسر برای ایشون بشوند و با ارئه بهترین خبرها در مورد ایشون از شایعات مختلف پیرامونشون جلوگیری کنیم.

امروز هم براتون خبرهای دست اول و دست دوم دارم که امیدوارم لذت ببرید.به علاوه امروز ماجراي آقاي امين حيايي رو تكميل خواهم كرد.ميدونم كه اون هفته ضد حال بود ولي خب وقت نداشتم بيشتر بنويسم.

اول بريم سراغ ماجراي آقاي حيايي تا بعد خبرهاي داداشي:

آنچه گذشت.....

در هفته گذشته فهميديم كه آقاي حيايي با يه پانتوميم دوران بچگي سرنوشت خود را ساختند و در گروه هاي نمايش بازي ميكردند.ادامه داستان....

بعد نمايش صدايش كردند و رفت و ثريا قاسمي هنرمند نامدار سينما تئاتر و تلوزيون و راديو را ديد كه از بازي او تعريف ميكند و دعوتش ميكرد تا به گروه آنها بپيوندد.امين با خوشحالي پذيرفت و آنقدر كار را جدي گرفت كه بعد پايان خدمت سربازي هم دنبال كار و كاسبي نرفت و تمام وقت و فكر و انرژي و استعداد خود را صرف بازيگري كرد.در سال ۱۳۷۰ ثريا قاسمي امين را به اصغر هاشمي معرفي كرد تا در پروژه جديدش "دو همسفر"نقشي هم به امين بدهد.اجراي موفق امين منجر به پيشنهادات بعدي شد.درست در همين روز هاي خوش بود كه يگانه خواهر عزيزش فوت كردامين از شدت ناراحتي شش ماه خانه نشين شد.با پيشنهاد محمد متوسلاني براي دو فيلم"دو روي سكه" امين با تشويق مادر و خانواده سر صحنه رفت تا حال و هوايي عوض كند ولي آنقدر غرق در دوربين و بازي شد كه نفهميد زمان چگونه گذشت و دريافت كه در اين دنيا اگر فقط يك چيز بتواند او را از ياد خواهر متوفي اش دور كند صرفا بازيگري و سينماست.به اين ترتيب از فرداي آن روز دوباره به بازيگري جدي و قبلي برگشت....

بقيه را هم كه خودتون ميدونيد....شوخي كردم....اي ماجرا ادامه دارد

ادامه داستان:امين حيايي تا سال ۷۴ در ۵ فيلم بازي كرد و در هيچكدام بيش از يك سكانس بدون ديالوگ بازي نداشتخيلي ها به او گفتند اين كار را رها كن و بدنبال زندگي و نان و آب برود.كه هرگز كسي از سياهي لشكر به جايي نرسيده است ولي امين به خودش اطمينان داشت و ميدانست كه يك روز نوبت او خواهد شد.چند پروژه كه اگر اجرا مي شد امين را به ستاره تبديل ميكرد كنسل شد تا همه به بدشانسي اين جوان ايمان بياورند ولي امين ماند و مبارزه كرد و مايوس نشد تا اينكه در سال ۷۸ با فيلم دستهاي آلوده(من اين فيلم رو ديدم.آقاي حيايي آخرهاي فيلم به ضرب چاقو كشته ميشوند)نامش سر زبان ها افتاد و از سال بعد نقش اول شد و در كمتر از سه سال مبدل به پركارترين و پولسازترين ستاره سينماي ايران شد....

اين داستان ديگر ادامه ندارد و واقعا اي دفعه تموم شد...

خب ديگه نوبت آقاي گلزاره...رسيديم به خبرها...

۱)بازيگر مورد علاقه محمدرضا گلزار كيست؟

حتما همه شما گلزاري هاي نازنين ميدونيد كه داداش

رضا از بازي آقاي پرويز پرستويي و بهروز وثوقي

خوششون مياد ولي با تحقيق هايي كه من كردم يه بازيگر ديگه

هم هست كه اصلا ايراني نيست.لئوناردو دي كاپريو رو كه

همتون ميشناسيد...خودشه...بازيگر مورد علاقه محمدرضا.

اگر در آپ هاي قبلي با من همراه بوديد نوشتم كه فيلم هاي

مورد علاقه داداش رضا "دي پارتد" و "بلاد دايموند"

هست.بازيگر نقش اول هر دو اين فيلم ها همين آقاي دي كاپريو هستند.

۲)محمدرضا گلزار كجا رفت؟

محمد رضا گلزار از تيم واليبال هنرمندان براي هميشه رفت.

ايشون بعد از دعواي شديدي كه با آقاي بهمن سلطاني داشتند

تصميم گرفتند كه براي هميشه اين تيم رو ترك كنند...

ناراحت نباشد به اميد خدا توي شهرهاي مختلف كنسرت

خواهند گذاشت و تيم ورزش و هنر ايشون هم روبراست.

۳)برديا هم بدنبال برادر رفت يا....؟

آقاي برديا گلزار چون كلا هم جزو تيم نبودند بخاطر حرمت

برادر بزرگترشون با اين تيم خداحافظي كردند...

۴)واليبال كرمان چي شد؟برديم يا باختيم؟

تيم واليبال هنرمندان در روز چهارشنبه بدون پدر بود

چون كاپيتان نداشتبراي همين اولين ضربه به اين

تيم با نبود محمدرضا گلزار وارد شد...

اين تيم با نتيجه ۳ بر۱ بازي را به بمي ها واگذار كرد وباخت...

۵)محمدرضا رفت عروسي يا ترجيح داد كه...؟

محمدرضا به عروسي برادر مهدي سلوكي تشريف فرما نشد

دليلش رو ما نميدونيم ولي حتما اينجوري صلاح دونست و گفت

بسه ديگه همين قدر شايعه كه پشت سرم هست نميخو اد بهشون دامن بزنم...

دوستاي خوب گلزاري من ازتون خواهش ميكنم توي اين يكي دو هفته حسابي براي من دعا كنيد

چون سرنوشتم با اتفاقي كه قراره بيفته رقم ميخوره...من از پارسال شروع كردم به ترجمه "آتش بس" به زبان انگليسي.پاكنويس اين فيلم به زودي تمام خواهد شد يا فردا يا پس فردا...من اين دفترچه ترجمه ام رو بعدش ميبرم به كانون فكري كودكان و نوجوانان.من اونجا هيچ آشنايي ندارم.دعا كنيد اونقدر بي نقص و بي نظير بشه كه بهم شابك بدند تا بتونم چاپش كنم

شما هم برام دعا كنيد كه به مرادم برسم.يادتون نره ها....سر نماز يا اگه مسجد و روضه ميريد.

آپ اين هفته هم تموم شد...كامنت بارونم كنيد يادتون نره كه من هر هفته آپ ميكنم.

 

راستی بلاگ خوب عاشقان گلزار آپ شده....برید ببینید.کامنت یادتون نره ها....

خیلی آپ خوبی هست و خبرها و عکسهای بسیار زیبایی داره

 

نویسنده: سحر م ׀ تاریخ: شنبه 27 مرداد1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to darlinggolzar.Blogfa.com / Theme by:
MAHDISANEI75