تبليغاتX
محمدرضا گلزار عزیز


محمدرضا گلزار عزیز

تقدیم به هواداران هنرمند محبوب و پرآوازه سینما-محمدرضا گلزار


بچه ها....محمدرضا گلزار از تیم والیبال هنرمندان خداحافظی کرد و برای همیشه رفتبرای آگاهی از جزئیات بیشتر به وبلاگ عاشقان گلزار مراجعه کنید.....میتونید برای دفاع از داداشی در بلاگ عاشقان گلزار/دارلینگ گلزار و سایت سینمای ما کامنت بگذارید.

گلزاری های گل حالا وقتشه که برای داداشیمون بترکووووووووووووووووووووونیمممممم.

سلام عزیزان.سلامی به گرمی تابستان و زیبایی مهتاب و طراوت چشمه ساران...

امروز دوباره با یک آپ جدید در خدمتتون هستم.من از این به بعد آپ دو هفته را یکی میکنم تا تعداد کامنت هام بالاتر بره گرچه شما در هفته اخیر خیلی نسبت به من لطف داشتید که تعداد کامنت هام به ۱۳۳ عدد رسید که این رقم برای یک بلاگ تازه تاسیس و در طی یک هفته رقم بالا و عالی بشمار میره.از لطف تمامی شما عزیزان ممنونم.نمیتونم همه را به اسم ببرم ولی در کامنت های این بلاگ این کار را خواهم کرد.

اول از همه بهتره بریم سراغ خبرها.تازگی ها خبر بسیار تازه ای از داداش رضا بدست ما نرسیده ولی بهرحال هرچه که در توانم بوده را در اختیارتان میگذارم...

۱)آیا محمدرضا گلزار بهمراه مهناز افشار

در جشن عروسی محمد سلوکی شرکت خواهد کرد؟

علی رقم آنچه رد بلاگ عاشقان گلزار مطرح شد

این خبر صحت دارد.ما هنوز نمیدانیم که آیا محمدرضا

گلزار در این مراسم حضور پیدا خواهد کرد یا نه ولی امروز

یعنی روز بعثت رسول اکرم(ص)جشن عروسی محمد سلوکی

است و خانم افشار و آقای گلزار برای این مراسم دعوت شده اند

ولی دیگر میل خودشان است که بروند یا خیر...

۲)از تیم والیبال هنرمندان چه خبر؟

تیم والیبال هنرمندان فعلا فقط قصد حضور در شیراز را دارند

این تیم به احتمال زیاد فعلا در زنجان یا اصفهان بازی را

برگزار نخواهند کرد.

۳)آیا دستمزد محمدرضا گلزار تغییر کرده؟

بله دستمزد محمدرضا گلزار پس از فروش نیم ملیاردی فیلم

تله بالا رفت.و محمدرضا گلزار در فیلم های آینده اش رقمی

کمتر از ۲۸ ملیون تومان نمیگیرد.بهر حال این حق طبیعی

داداش رضاست که از فروش فیلمش درصدی هم به او

برسد.البته محمدرضا گلزار برای تعدادی از قراردادهای بازی اش

امتیازات دیگری هم میگیرد.مثل درصدی از فروش فیلم در

ایران و خارج از ایران.فیلم های اخیری که از داداش رضا روی اکران

بوده اند مثل آتش بس/شام عروسی/تله بیش از ۵/۲ ملیارد فروخته اند.

شما عزیزان هنوز هم فرصت دارید با آن شماره تلفن برای شرکت در مسابقه هنرمند شناسی شرکت کنید.نام آن مجله پیام روز است.من در اینجا باز هم از این مجله خوب تشکر میکنم.

بچه ها تولد داداش بردیا در پیش است.۳۱ شهریور خدا یک فرشته دیگه از آسمون فرستاد که داداش رضا تنها نمونه.گرچه ما از خدا میخواهیم این دوتا فرشته را همیشه برای ما نگه داره و دوتا فرشته خانم هم بفرسته که با کیس داداش رضا و داداش بردیای ما هماهنگ باشند.

عزیزانی که دوست دارند بیشتر با من(سحر م)در ارتباط باشند میتونند به ID من برام ميل بفرستند.اون قبلي الان مدتي است كه هك شده.ID فعلي من:

sahar_golzar_1371

من به شما قول داده بودم كه درباره كودكي آقاي حيايي و چگونگي وارد شدن ايشون به دنياي هنر مطالبي رو بنويسم و هنوز هم سر قولم هستم ولي چون اين ماجرا خيلي مفصل و طولاني هستش من اون رو در دو قسمت شرح خواهم داد كه قسمت اول رو در اين آپ و قسمت بعدي را در آپ هفته قبل براي شما به نمايش ميگذارم.

مختصري درباره آقاي امين حيايي:

امين حيايي در قيطريه بدنيا آمد و بزرگ شد.سرگرمي بچه هاي بالاي شهر هيچ شباهتي به جنوب شهر ندارد.امين يك استثنا بود و از هر فرصتي استفاده ميكرد و بچه ها را در پاركينگ

منزلشان جمع ميكرد و صورت ها را سياه ميكرد و با چوب و حلب و پارچه كهنه و ...بساط نمايش راه مي انداخت.وقتي به سن نوجواني رسيد علاقه اش به مجلس آرايي و بازيگري به شكل ديگري ظهور كرد.او يك پانتوميم 20 دقيقه اي از خودش اختراع كرد و به تدريج آن را كامل كرد.هروقت با دوستانش دور هم جمع بودند براي تفريح و خنده بچه ها آن را اجرا ميكرد.امين در اين اجرا آنقدر ماهر بود كه تقاضاي اجراي پانتوميم به شكل هر روزه در آمد و همين اجراها او را در ريزه كاري هاي بازي ماهرتر ميكرد.دوره خدمت سربازي فرارسيد.بعد از اتمام آموزشي تقسيم انجام و امين به واحدي منتقل شد.يك روز در محوطه پادگان چند نفر چند تن از دوستان قديميش كه با او هم خدمت بودند بياد گذشته ها افتاده و از امين خواستند تا آن پانتوميم را اجرا كند.اصرارها نتيجه داد و امين مشغول شد.غافل از اينكه چشمهاي مسوول عقيدتي-سياسي او را زير نظر گرفته اند.بعد از آن اجرا آن مسوول جلو آمد و از امين خواست فردا خودش را به دفتر عقيدتي معرفي كند.آن شب تا صبح نخوابيد و روزگارش از ترس سياه شده بود.مرتب ميگفت:چه كاري كرده ام كه عقيدتي احضار كرده؟و در بين اين سوالات به تنها چيزي كه فكر نميكرد جنبه مثبت آن پامتوميم كذايي بود.بالاخره نگراني و استرس صبح روز بعد با صحبت با آن مسوول دفتر عقيدتي تمام شد و جايش را به اميدواري و شادي داد.امين خيلي زود در واحد نمايشي عقيدتي-سياسي مستقر شد و تمام دوران 2 ساله را در همانجا گذراند.او صرفا تمرين تئاتر/موسيقي و خوانندگي ميكرد.گروه نمايش عقيدتي-سياسي در هنگام جشن ها و اعياد مذهبي به مراكز نظامي و فرهنگي دعوت ميشد.يك شب كه براي اجراي برنامه براي خانواده هاي مخصوص نيروي هوايي در محل بولينگ عبدو(چمران فعلي)رفته بود دومين اتفاق مهم زندگيش رقم خورد..............

اين داستان ادامه دارد.ميدونم كه خيلي ضدحال بود ولي خب خيلي زياده نصف بيشترش مونده....ميدوني...؟در واقع همون پانتوميم سرنوشت امين حيايي را ساخت...

در آپ بعدي بقيه اش را برايتان مينويسم.ماجراي جالبي ست.شما ميتونيد براي كامنت روي همون مطلب قبلي كامنت بگذاريد.توجه كنيد كه فقط دو هفته يكبار اين اتفاق مي افته و من هفته ديگه يه آپ كاملا مستقل ميكنم كه حتما از اون خوشتون مياد.

بچه ها لطفا اينبار هم زياد كامنت برام بگذاريد.من از سپيده عزيزم خيلي تشكر ميكنم.منو خجالت دادي گلم...

آدرس بلاگ اين گل رو براتون ميگذارم.حتما بهش سر بزنيد چون خيلي بلاگ زيبايي داره:

www.mrgolzar2.blogfa.com

حتما خوشتون مياد.اصلا وقتي ميتويسه يه صميميتي توي حرفاشه كه آدم دلش نمياد مطالبش رو نخونه....

همتون رو خيلي دوست دارم.گلاي من مواظب خودتون باشيد.عيدتون هم مبارك.

 

نویسنده: سحر م ׀ تاریخ: شنبه 20 مرداد1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to darlinggolzar.Blogfa.com / Theme by:
MAHDISANEI75