یه سلام گلزاری به تمامی شما گلزاری های عزیز.انشاالله که حالتون خوبه من امروز هم مثل همیشه با یکسری خبرهای عالی و عکسهای جالب در خدمتتون هستم.ابتدا باید عرض کنم که من مجله بیدار رو هرچه گشتم متاسفانه نتونستم پیدا کنم ولی بجای اون چندتا مجله دیگه خریدم که البته از خریدن ۳تا از اونا به معنای واقعی حالم گرفته شد چون راجع به همه توش چیز نوشته بود بجز داداش رضا و من نمیدونم چرا عکسش رو زده بودند روی جلد
بگذریم.حالا میرسیم به چند تا خبر:
۱)آقای گلزار در اوایل مرداد ماه بهمراه تیم والیبالشان به شیراز خواهند رفت تا در آنجا نیز بازی خیرخواهانه دیگری را برگزار کنند.واقعا خوش به حال شیرازی ها از طرف ما هم نایب دیدار ایشون باشید
۲)بازی بعدی تیم والیبال هنرمندان به احتمال زیاد در اصفهان  و کیش و مشهد و شمال کشور برگزار خواهد شد و بازی تهران به پاییز موکول شده است.
۳)شرکت سیران فیلم دارد ضمینه هایی را برای ساخت شیش و بش آماده میکند زیرا که ادعا دارد این فیلمنامه اثر آرش قادری است نه محمدرضا گلزار در حالی که ما خواهران از تابستان سال پیش اطلاع داشتیم که محمدرضا گلزار دارد سناریوی خود را مینویسد که در برنامه شب شیشه ای نام آن را ذکر کرد (با تشکر از خواهران گلزار)
۴)پای بردیا چرا شکست؟؟؟
شاید این سوال شما هم باشد.بردیا داشت پیاده از مجلس ختم پدر دوستش برمیگشت که با ماشینی تصادف کرد و پایش شکست.البته الان حالش خوب است و مشکلی برایش پیش نیامده است.همگی دعا کنیم زودتر پای داداش خوبمان بهتر شود.

                             
همه همش دنبالتن خیلی ها رو پس میزنی نه با همه کس میشینی نه سر به هر کس میزنی
رفتیم سراغ خبرهای مجلات درباره محمدرضا گلزار:
اولی رو از مجله ترانه ماه شروع میکنم:گلزار با پای خودش به شب شیشه ای نرفت:
تولید برنامه های جذابی مثل شب شیشه ای که محور آن گفتگو های داغ و بی پرده با چهره های سرشناس است یک ویژگی برجسته را بوجود می آورد:بالا بردن آستانه تحمل میان افراد مختلف.رشیدپور و سازندگان شب شیشه ای ثابت کردند که ظرفیت بحثهای چالشی را چه در طرح این مبحث ها و چه در پذیرش چنین مباحثی دارند.به همین دلیل بدون هیچ واهمه ای میتوان از آنها پرسید:آیا واقعیت دارد که محمدرضا گلزار حدود ۲ماه به دعوت سازندگان شب شیشه ای پاسخ منفی دادو حتی حضور رشیدپور در پشت صحنه فیلم توفیق اجباری برای جلب رضایت او نتیجه بخش نشد؟
آیا واقعیت دارد که گلزار با پای خودش به شب شیشه ای نرفت و دعوت رسمی ضرغامی باعث شد او به احترام رئیس صدا و سیما در آخرین شب تولید این برنامه به شب شیشه ای برود؟آیا واقعیت دارد که گفتگوی گلزار با رشیدپور بر اساس یک متن از پیش تعیین شده جلوی دوربین اجرا شد؟
آیا واقعیت دارد که گلزار پیش از آغاز برنامه از رشیدپور قول گرفته بود که مضمون سوالات او چیزی خارج از توافق های قبلی نباشد؟(با تشکر از مجله خوب ترانه ماه)

از آنجا که مطالب نامعلوم زیاد دیگری وجود دارد میخواهم جواب این سوالات را از شما بپرسم.حتما توی کامنت هاتون راجع بهش برام بنویسید
من که میگم داداش رضا با پای خودش به شب شیشه ای رفت و گرفتاری های توفیق اجباری نمیگذاشت که در این برنامه حاضر بشه گرچه خودش زیاد تمایل نداشت ولی به زور هم نبردنش.تازه چرا ضرغامی باید از داداش خواهش کنه که در اون برنامه بره؟؟؟؟؟شب شیشه ای که پر طرفدار بود     
                            
بازم از مجله خوب ترانه ماه تشکر میکنم.
خبر بعدی راجع به تکمیل شدن بازیگران توفیق اجباری است که با حضر بهاره رهنما کامل شد.همینک بازیگرانی که در فیلم زیبای توفیق اجباری ایفای نقش میکنند عبارتند از:محمدرضا گلزار.رضا عطاران.باران کوثری.بهاره رهنما.نیوشا ضیغمی.مجید یاسر.نعیمه نظام دوست و لیلا عباسی.که تا کنون محمدرضا گلزار و رضا عطاران و مجید یاسر و نیوشا ضیغمی و باران کوثری جلوی دوربین رفته اند.
          محمدرضا گلزار            
دیروز که حتما زهر عسل و دو قسمت بیوگرافی داداش رضا را دیدید.از همینجا میگم ماندانای عزیز دستت درد نکنه.البته یه سری چیزا در این بیوگرافی اشتباه بود مثل اینکه آقای گلزار به دعوت امین حیایی در شام عروسی حاضر شدند یا استقلالی بودن محمدرضا گلزار که بارها خود آقای گلزار در مجلات مختلف از جمله ماهان اعلام کردند که تیم ملی را دوست دارند.و یا تله که به اشتباه تاله ذکر شد.اونهایی که ندیدند اصلا نگران نباشند چون همش چیزایی بود که میدونستیم و مطلب حائز اهمیت و نکته ای نداشت که افسوس بخورید 

امیدوارم که از آپ این هفته هم راضی بوده باشید.البته نظر یادتون نره بچه ها.من هر شنبه آپم بجز سال تحصیلیی که باید برم ببینم حجم درسام چقدره و بفهمم کی به کی وقت میکنم آپ کنم.از سپیده عزیز که اینهمه در درسهام به من کمک کرد ممنونم و باید بگم که معلمه ما رو گذاشته بود سر کار و خودش همه چیزها رو توضیح داد و مسئله ها رو حل کرد. ولی خیلی ماهی سپیده جونم.دوباره از خواهران گلزار تشکر میکنم که خبرهای دست اول رو در اختیار ما قرار میدن.کامپیوترم خراب شده و برای یه سری وبلاگها از جمله خواهران گلزار و نجمه جون و المیرا و سپیده عزیز و یاسمین نمیتونم کامنت بگذارم.خیییییییییییییییییییییییییییییییییلی ببخشید. بچه ها چرا ما عادت داریم یکدیگر را برنجانیم؟چرا باید منیژه عزیز را اینقدر اذیت کنیم که بگوید من دیگر هرگز به آن وبلاگ برنمیگردم؟منیژه به خواهران گلزار برنگشته و با اخلاق ما و حرفهایی که پشت سرش زده میشود دیگر هم برنخواهد گشت.چرا باید دلها را بشکنیم؟بخدا دلها اگر بشکنند دیگر خوب نمیشوند و اثر این دلتنگی تا ابد مثل میخی که به دیوار زده میشود میماند حتی اگر میخ را از جایش در بیاوریم.چرا باید با زبانی که میشود لبخند را جاری کرد دیگران را آزرده کنیم؟این منیژه بود که خواهران گلزار را خواهران همیشگی گلزار کرد.چرا زحمات او را به خاطر نمی آوریم و چرا فکر نمیکنیم که اگر او نبود و اگر تشویق ها و مهربانی های او نبود ما هیچ وقت خواهران گلزار نبودیم؟این منیژه بود که با زحمات فراوانش ما راستی باورمان شد که خواهر محمدرضا گلزار هستیم.حالا چرا باید با این جملات تلخ و نیش دار او را برنجانیم که بگوید من دیگر به خواهران گلزار بازنخواهم گشت؟و آرزو کند که ای کاش زودتر این تصمیم را گرفته بود و آن وبلاگ را ترک میکرد.
ما با این کارهایمان چی را میخواهیم ثابت کنیم؟بیایید از دلش در بیاوریم و او را بازگردانیم که اگر برنگردد خواهران گلزاری نخواهد بود.حداقل همیشگی نخواهد بود.
به حرفهای من فکر کنید و بیاییم دیگر پشت سر کسی حرف نزنیم و قلب کوچک کسی را نشکنیم چه برسد به قلب پاک و نازک و شیشه ای منیژه و تمام طرفداران محمدرضا گلزار که قلبشان از جنس گلبرگ گل است.لطیف و حساس
|